ملا خليل بن غازي القزويني

456

صافى در شرح كافى (فارسى)

و به تحقيق ، اللَّه تعالى خبر داد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را از حال منافقان ، به آنچه خبر داده او را در قرآن ، و صفت كرد ايشان را به آنچه صفت كرده ايشان را در قرآن ، به اين روش كه گفته در سورهء منافقين كه : و چون ديدى منافقان را ، خوش مىآيد تو را بدن‌ها و مجموع اعضاى ايشان ، و اگر گويند سخنى ، گوش مىاندازى براى سخن ايشان . مراد ، اين است كه : ظاهر و زبان ايشان بسيار خوب است . بعد از آن ماندند آن منافقان بعد از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله . پس نزديكى جستند سوى ديگران كه پيشوايان گمراهىاند و خوانندگان مردمان ، سوى آتش جهنّم‌اند به وسيله زور و كذب و بهتان . پس آن پيشوايان گمراهى ، كارها به آن منافقان فرمودند و حكومت‌ها دادند به ايشان ، و سوار كردند آن منافقان را بر گردن‌هاى مردمان و خوردند به وسيلهء آن منافقان ، مال دنيا را ؛ و اينها باعث رواج دكّان آن پيشوايان و اين منافقان شد . و جز اين نيست كه مردمان به پهلوى پادشاهان و دنيا ، در آن مىافتند ، مگر كسى كه نگاه داشته باشد او را اللَّه تعالى از اين آلودگى . پس اين قِسم كه مذكور شد كه مجموع پيشوايان گمراهى و عاملان ايشان است ، يكى از آن چهار قسم راوى است . مخفى نماند كه اين تكرار براى اين شده كه كسى خيال نكند كه پيشوايان گمراهى ، داخل اين قسم نيستند . اصل : « وَرَجُلٍ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله شَيْئاً لَمْ يَحْفَظْهُ عَلى وَجْهِهِ وَوَهِمَ فِيهِ وَلَمْ يَتَعَمَّدْ كَذِباً ، فَهُوَ فِي يَدِهِ ، يَقُولُ بِهِ ، وَيَعْمَلُ بِهِ ، وَيَرْوِيهِ ، فَيَقُولُ : أَنَا سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله ، فَلَوْ عَلِمَ الْمُسْلِمُونَ أَنَّهُ وَهِمَ لَمْ يَقْبَلُوهُ ، وَلَوْ عَلِمَ هُوَ أَنَّهُ وَهِمَ لَرَفَضَهُ » . شرح : و قِسم دوّمِ راوىِ حديث رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مردى است كه شنيده از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله چيزى را كه به خاطر نگرفته ، چنانچه بايد ، و غلط كرده در آن ، و دانستهْ نگفته دروغ را . پس آن حديث در دست آن مرد است . فتوا به آن مىدهد و عمل به آن مىكند و نقل آن به ديگران مىكند ؛ به اين روش كه مىگويد كه : من شنيدم اين حديث را از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله . پس اگر مىدانستند گروندگان به يگانگى اللَّه تعالى اين را كه او غلط